فرهنگ یزد

فرهنگ یزد

تهدید و تحدید بلوغ، مطالعه‌ای کیفی از فرایند گذار در بلوغ در میان دانشجویان دانشگاه یزد

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 کارشناس ارشد پژوهش علوم اجتماعی در دانشگاه یزد
2 دانشیار و عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه یزد
3 استاد جامعه‌شناسی، گروه تعاون و رفاه اجتماعی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه یزد ایران
10.22034/fyazd.2024.452090.1106
چکیده
نوجوانی فرایندی است که در آن هویت فردی و اجتماعی فرد متناسب با شرایط و فرهنگی که در آن حضور دارند شکل می‌گیرد. در کنار آن نوجوان در این مرحله از زندگی خود که فرایندی گذرا از کودکی به بزرگ‌سالی است، با بحران‌های بی‌شماری مواجه می‌شود؛ بحران‌هایی که شکل‌گیری هویت و شخصیت او را تحت تأثیر قرار می‌دهد. یکی از فرایندهایی که منجر می‌شود نوجوان با تغییرات خاصی روبه‌رو شود، دوران پرسوزوگداز بلوغ است. گذار از این دوران که با تغییرات بدنی و روحی فراوانی همراه است، برای نوجوان آسان نیست، به‌خصوص اگر روند سپری شدن آن در بافت و فرهنگی مبتنی بر سنت، همچون یزد باشد؛ چراکه بازتعریف و بازاندیشی در برخی ابژه‌های فرهنگی در شهر سنتی کار دشواری است. به همین دلیل سعی شد در این پژوهش فرایند گذار در دوران بلوغ در یزد مورد بررسی علمی قرار گیرد. برهمین‌اساس با استفاده از روش نظریۀ زمینه‌ای با رویکرد سیستماتیک و بر اساس ملاک‌های شمول، 19 نفر از جوانان 18 تا 19 ساله در شهر یزد که به‌تازگی دوران نوجوانی را به پایان رسانده‌اند انتخاب شدند و با آنها مصاحبه‌های عمیقی صورت پذیرفت. انتخاب این جامعه بر اساس فاصلۀ نسبی آنها از دوران بلوغ بوده است. داده‌های گردآوری‌شده به شیوۀ کدگذاری باز، محوری و گزینشی مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفتند. یافته‌های مطالعه در قالب 11 مقولۀ اصلی شامل بینش کور از بلوغ، دیده‌شدگی به‌واسطۀ بلوغ، حمایت‌نشدگی در بلوغ، جنسیت برجسته در بلوغ، مسئلۀ بلوغ و محدودیت‌های اجتماعی، مسئلۀ تغییر منفی در بلوغ و ... شدند. سپس در قالب کدگذاری محوری این داده‌ها در قالب مدل پارادایمی ارائه شدند و درنهایت در مرحلۀ کدگذاری گزینشی نظریۀ تجربی پژوهش ارائه شد

تازه های تحقیق

پژوهش حاضر در پی بررسی رابطۀ یکی از عوامل تأثیرگذار خانوادگی، یعنی ساختار توزیع قدرت در خانواده با تعارض نقش شغلی و خانوادگی و ابعاد مختلف آن شامل ساخت روابط قدرت، شیوه‌های اعمال قدرت و حوزه و قلمرو قدرت در خانواده بود. رابطۀ میزان ساختار قدرت در خانواده و میزان تعارض نقش شغلی‌خانوادگی به‌عنوان موضوع اصلی پژوهش حاضر مورد آزمون قرار گرفته است که نتایج آن نشان داد بین ساختار قدرت در خانواده (شاخص کل) و همچنین همۀ ابعاد آن شامل ساخت روابط قدرت، شیوه‌های اعمال قدرت و حوزه و قلمروی قدرت در خانواده با میزان تعارض نقش شغلی‌خانوادگی زنان رابطۀ منفی و معناداری وجود دارد. این نشان می‌دهد که هرچه در خانواده‌ای ساخت روابط قدرت بین زن و مرد به‌صورت برابر باشد، الگوی مشارکتی بر تصمیم‌گیری‌ها حاکم باشد، شیوۀ اعمال قدرت مرد بر اساس الگوی مجاب‌سازی باشد و از روش مجبورسازی استفاده نکند و در ضمن حوزه و قلمروی اعمال قدرت مرد و زن در زمینه‌های مختلف تصمیم‌گیری ازقبیل امور اجتماعی و اقتصادی خانواده برابر باشد، میزان تعارض نقشی که زنان بین فعالیت‌های شغلی و خانوادگی خود احساس می‌کنند کمتر می‌شود؛ چراکه در چنین شرایطی زنان دست‌کم در زندگی خانوادگی خود از قدرت عمل و اختیار کافی برخوردار هستند. این نتیجه با نظر منتقدان پارسونز که بر این باورند که تعداد بسیاری از زنان از به دوش کشیدن مسئولیت عمدۀ امور خانگی، نپذیرش مسئولیت مردان در این زمینه و مشارکت ندادن زنان در تصمیم‌گیری‌ها ناراضی هستند (میشل، 1354) همخوانی دارد؛ علاوه‌براین یافته‌ها با نظریۀ مرتون در خصوص موازنۀ قدرت، به‌عنوان یکی از سازوکارهای تعارض نقش، هماهنگ است؛ درواقع با توجه به اینکه اعضای یک مجموعه نقشی، قدرت یکسانی ندارند؛ بنابراین خنثا کردن این قدرت به افراد کمک می‌کند که از آزادی نسبی برای پیشبرد قصد و اراده خویش نیز برخوردار باشند (مرتون، 1957) و همین موضوع به کاهش تعارض نقش فرد نیز می‌انجامد. همچنین نتایج این پژوهش با یافته‌های پژوهش کاتو و کانای (2006) نیز به‌نوعی هم‌خوانی دارد که انعطاف‌پذیری و تعادل تقسیم‌کار در کارهای خانگی را که یکی از شاخص‌های دموکراتیک بودن ساختار خانواده است در کاهش تعارض کار ــ خانواده مؤثر می‌داند. از سویی بر اساس نتایج از لحاظ ساختار توزیع قدرت در خانواده پاسخ‌گویان در این پژوهش بالاتر از حد متوسط قرار دارند که از عوامل مؤثر بر این موضوع را می‌توان تحصیلات، موقعیت شغلی و مشارکت اقتصادی زنان دانست. همان‌طور که بخشی‌پور و همکاران (1398) نیز در بررسی خود بر این موضوع اشاره داشتند که چنانچه زنان از تحصیلات، اشتغال، دارایی و درآمد برخوردار باشند، توزیع قدرت در خانوادۀ آن‌ها نیز از توازن و شاخص‌های دموکراتیک بیشتری برخوردار است؛ ترنر نیز در نظریۀ خود بر این موضوع تأکید دارد که این توزیع قدرت بر اساس منابعی صورت می‌گیرد که هر یک از زوجین با خود به زندگی مشترک آورده‌اند. این منابع ارزشمند شامل تحصیلات، شغل و قدرت مالی هر یک از زوجین است که به‌اندازه‌ای که از این منابع برخوردار باشند، قدرت تصمیم‌گیری بیشتری در خانواده دارند‌ (حکمت‌نیا و بهادری جهرمی، 1395)؛ بنابراین با وجود بسترهای فرهنگی‌اجتماعی حاکم بر یزد و تضاد سنت و مدرنیته در این محیط اجتماعی و همچنین تغییرات ساختار خانواده در سال‌های اخیر، اگرچه ساختار توزیع قدرت در خانواده به‌عنوان متغیری تأثیرگذار بر احساس تعارض نقش زنان تلقی می‌گردد؛ در جامعۀ هدف این پژوهش به نسبت از وضعیت مطلوب‌تری برخوردار است. همان‌گونه که نتایج بررسی هاتفی راد، پارسامهر و روحانی (1400) در یزد نشان داد ساختار قدرت در خانواده، هرچند همچنان در فضای عمومی جنسیت‌زده اعمال می‌شود، اما با تغییراتی مواجه بوده و این تغییرات غالباً با حرکت از مردسالاری سلطه‌جویانه به‌سوی مردسالاری هم‌دست بوده است؛ درواقع با تغییرات جامعه و ارتقای جایگاه زنان در خانواده از طریق برخورداری از تحصیلات، اشتغال و درآمد، مردسالاری هژمونیک حاکم بر جامعه نیز به‌صورت تدریجی آغاز به تغییر کرده و مردسالاری هم‌دست به‌عنوان سنتزی از تحول‌های ایجادشده خود را نمایان ساخت.

با توجه به نتایج به‌دست‌آمده از پژوهش حاضر، پیشنهاد می‌‌شود با توجه به تغییرات اجتماعی در راستای برخورداری از تحصیلات عالی و اشتغال زنان خارج از خانه لازم است برنامه‌ریزی‌های لازم برای تغییر ارزش‌ها، هنجارها و نگرش‌های اجتماعی صورت پذیرد تا از طریق آموزش‌وپرورش و کتاب‌های درسی و دانشگاهی، تبلیغات و وسایل ارتباط‌جمعی و همچنین ظرفیت شبکه‌های اجتماعی موجود این فرهنگ‌سازی به‌منظور تغییرات اجتماعی انجام شود؛ علاوه‌براین توانمندسازی و آموزش زنان برای افزایش سطح تحصیلات و سطح شغل خود و توجه به دو اصل همسان‌همسری تحصیلی و سنی در انتخاب همسر باید مورد توجه قرار گیرد؛ چراکه بر اساس یافته‌ها هرگاه افزایش سطح تحصیلات زن با بالا رفتن سطح تحصیلات همسرش همراه باشد و اختلاف سنی آن‌ها با یکدیگر رو به کاهش بگذارد، نوعی توازن در وظایف ایجاد می‌گردد و همچنین زن و شوهر، هردو، در تصمیم‌گیری‌ها مشارکت دارند و ساختار قدرت نیز در خانواده متعادل‌تر می‌شود.

 گفتنی است در آموزش‌های پیش از ازدواج لازم است ضرورت ایجاد توازن در ساختار قدرت در خانواده و راهکارهای آن به‌طور کامل برای زوجین تشریح شود و به‌عنوان شاخصی مهم در رضایت از زندگی زوجین مورد توجه قرار گیرد. از سوی دیگر لازم است برای آگاهی‌بخشی به زنان نسبت به حقوق و جایگاه برابر آن‌ها با مردان در خانواده و تصمیم‌گیری‌های خانوادگی فرهنگ‌سازی لازم صورت گیرد که در این موضوع رسانه‌های ارتباط‌جمعی، گروه‌های فعال مردمی و تشکل‌های مردم‌نهاد می‌توانند نقش مؤثر و قابل‌توجهی ایفا کنند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله English

The threat and limitation of puberty, a qualitative study of puberty transition among students of Yazd University

نویسندگان English

Shakila Moradi 1
Ali Ruhani 2
Alireza Afshani 3
1 M.A. of Social Research in Yazd University
2 Associate professor of sociology at Yazd University
3 Sociology Department, Social Sciences Faculty, Yazd University, Yazd, Iran
چکیده English

Adolescence is a process in which a person's personal and social identity is formed. Besides that, the teenager faces countless crises at this stage of his/her life, which is a transitory process from childhood to adulthood. The crises that affect the formation of identity and personality. One of the processes that lead teenagers to face certain changes is the hard period of puberty. The transition from this period, which is accompanied by many physical and mental changes, is not easy for a teenager. For this reason, an attempt was made to scientifically examine the transition process during puberty in this research. Based on this, using the grounded theory method with a systematic approach and based on the inclusion criteria, 19 young people aged 18-19 who have just completed their adolescence were selected and in-depth interviews were conducted with them. The selection of this community was based on their relative distance from puberty. The collected data were analyzed using open, axial and selective coding. The findings of the study in the form of 11 main categories included blind vision of puberty, being seen through puberty, lack of support in puberty, outstanding masculinity in puberty, the issue of puberty and social restrictions, the issue of negative change in puberty, etc. Then, in the form of axial coding, these data were presented in the form of a paradigm model, and finally, in the stage of selective coding, the experimental theory of the research was presented.

کلیدواژه‌ها English

"puberty"
"social restrictions"
"masculinity"
"femininity"
"Yazd"
ابراهیم‌زادۀ دستجردی، رضا، قائد امینی هارونی، عباس، صادقی ده‌چشمه، مهراد، و موسویان، سید رحیم. (1400). تجربۀ زیستۀ استادان دانشگاه شهرکرد از تعارض کار و خانواده: مطالعۀ پدیدارشناسی. مطالعات منابع انسانی، 11 (1): 73 ــ 101.
ــ انکر، ریچارد، و هین، کاترین، (1379)، نظریههای نابرابری جنسی، ضمیمۀ بازار کار در ایران (ترجمۀ پروین رئیسی)، تهران: انتشارات روشنگران.
ــ بابایی‌فرد، اسدالله، میری، سمیه، و خوش‌بیانی آرانی، فاطمه (1400). نقش اشتغال زنان بر ساختار خانواده، فصلنامۀ مطالعات کاربردی در علوم اجتماعی و جامعه‌شناسی. 2(پیاپی: 15): 13 ــ 22.
ــ بخشی‌پور، مریم، آقاجانی مرساء، حسین، کلدی، علیرضا، و حسینی، سید عباس. (1398). الگوی توزیع قدرت در خانواده و طبقه اجتماعی زنان متأهل شهر تهران. فصلنامۀ علمی ــ پژوهشی رفاه اجتماعی، سال نوزدهم، 74: 9 ــ 45.
 ــ توسلی، غلام‌عباس (1382). آیا می‌توان بین کار زن در خانه و کار بیرون آشتی برقرار کرد؟، مطالعات زنان، 2: 3 ــ 26.
ــ جاراللّهی، عذرا (1372). تاریخچۀ اشتغال زن در ایران. فصلنامۀ علوم اجتماعی، 3 و 4: 249 ــ 267.
ــ حکمت‌نیا، مطهره، و بهادری جهرمی، ثمینه (1395). بررسی نظریۀ مبادلۀ نقش آن در روابط درونی خانواده. فصلنامۀ مطالعات علوم اجتماعی، 3 (3): 159 ــ 166.
ــ دعایی، حبیب‌الله، پور، سمیرا، و خریدار، فاطمه (1391). تحلیل و بررسی عوامل پیش‌بینی‌کنندۀ‌ تعارض کارــ خانواده و قصد ترک خدمت؛ نمونۀ مورد مطالعه: پرستاران بیمارستان قائم (عج) در مشهد. مجلۀ‌ علوم اجتماعی دانشکدۀ‌ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد، سال نهم، 1: 63 ــ 83.
ــ رستگار خالد، امیر (1383). بررسی تعارض نقش‌های شغلی ــ خانوادگی و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن، دوماهنامۀ علمی ــ پژوهشی دانشگاه شاهد، 4: 35 ــ 48.
ــ رستگار خالد، امیر (1385). خانواده، کار، جنسیت، تهران: شورای فرهنگی اجتماعی زنان.
ــ اسپنله، روش‌بلاو، و ماری، آن، (1372)، مفهوم نقش در روانشناسی اجتماعی، مطالعات تاریخی ــ انتقادی (ترجمۀ ابوالحسن سروقد مقدم)، تهران: آستان قدس رضوی.
 ــ عباسی شوازی، محمد جلال، و عسکری ندوشن، عباس (1384). تغییرات خانواده و کاهش باروری در ایران: مطالعۀ موردی استان یزد. نامۀ علوم اجتماعی، 25: 25 ــ 75.
ــ کوزر، لوئیس، و روزنبرگ، برنارد، (1378)، نظریه­های بنیادی جامعه­شناختی (ترجمۀ فرهنگ ارشاد)، تهران: نی.
 ــ گروثرز، چارلز، (1378)، جامعه‌شناسی مرتن (ترجمۀ زهره کسایی)، تهران: انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی.
 ــ گروسی، سعید، و آدینه‌زاد، راحله (1389). بررسی رابطۀ عوامل اجتماعی با تعارض نقش‌های شغلی و خانوادگی در بین زنان شاغل شهر کرمان. مجلۀ علوم اجتماعی دانشکدۀ ادبیات و علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد، 1: 121 ــ 139.
ــ گیدنز، آنتونی، (1373)، جامعه‌شناسی (ترجمۀ منوچهر صبوری). تهران: نشر نی.
 ــ مصفا، نسرین، (1375)، مشارکت سیاسی زنان در ایران، تهران: مؤسسۀ چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه.
 ــ مقصودی، سوده، و بستان، زهرا (1383). بررسی مشکلات ناشی از هم‌زمانی نقش‌های خانگی و اجتماعی. مطالعات زنان، 5: 129 ــ 150.
ــ ملکیها، مرضیه، باغبان، ایران، و فاتحی‌زاده، مریم (1388). بررسی اثربخشی مدیریت تعارض کار ــ خانواده بر کاهش تعارض کار ــ خانواده و خانواده ــ کار زنان شاغل. مطالعات اجتماعی ــ روان‌شناختی زنان، 1: 133 ــ 133.
 ــ موحد، مجید، عنایت، حلیمه، و مردانی، مرضیه (1391). مطالعۀ‏ عوامل زمینه‏‌ای مرتبط با ساختار توزیع قدرت در خانواده (نمونۀ موردی زنان متأهل شهر شیراز). فصلنامۀ مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران، 3: 159 ــ 178.
ــ مهدوی، محمدصادق، و صبوری خسروشاهی، حبیب (1382). بررسی ساختار توزیع قدرت در خانواده. مطالعات زنان، 2: 29 ــ 67.
ــ میشل، آندره، (1354)، جامعه‌شناسی خانواده و ازدواج (ترجمۀ فرنگیس اردلان)، تهران: دانشکدۀ علوم اجتماعی و تعاون.
ــ هاتفی راد، لیدا، پارسامهر، مهربان، و روحانی، علی (1400). واکاوی ساختار قدرت و گفت‌وگوپذیری در خانواده‌های یزدی: یک مطالعه زمینه‌ای. مطالعات توسعۀ اجتماعی ــ فرهنگی، 9 (4): 87 ــ 112.
Bates, A. k., Bader C.D., and menken, F.C. (2003) "family structure, power – control theory and Deviance". Western criminology Review, 4(3): 170 – 190.
Carlson, D.S. Kacmar, K.M. & Williams, L.J. (2000) "Construction and Initial Validation of a Multidimensional Measure of Work–Family Conflict". Journal of Vocational Behaviour, 56: 249–276.
Cok, A.B & Deyaz, D.P (2011). "Work-family conflict couples", Journal of Vocational Behavior, 80(2): 380–389.
Cooklin A.R. & et al. (2014). "Mothers’ work–family conflict and enrichment: associations with parenting quality and couple relationship", University of Tasmania, Hobart, Tas., Australia, child: care, health and development. John Wiley & Sons Ltd: 2-12.
Goffman, Erving. (1959)." Presentation of Self in Everyday Life. New York: Anchor Book.
Greenhause, J. H., and Beutel, N. J. (1985)." Sources of conflict between work and family roles", academy of management review, 10(1):76-88.
Kammeyer, K.C.W, et. al. (1989). Sociology, Boston and London: Allyn and Bacon.
Kato, Y., Kanai, A.(2006). "Effect of coping behavior with work- family conflict in dual career couples", Shinrigakn Kenkyn, 76(6): 511-8.
Lambert, S. J. (1990). "Processes Linking work and family: A critical Review and Research Agenda", Human Relations, 43(3): 239-257.
Marks, N. F. (1998). "Does It Hurt to Care? Caregiving, Work-Family Conflict, and Midlife Well-Being", Journal of Marriage and Family, 60(4): 951–966.
Merton, R. K. (1957). "The role-set; problems in sociological Theory", The British journal of sociology, 8(2): 20-106.
Olson D.H. (1969). " the measurement of family power by self – Report & Behavioral methods", Journal of marriage and the family. 31: 545-550.
Voydanoff, P. (1988). "Work Role Characteristics, Family Structure Demands, and Work-Family conflict", Journal of Marriage and the Family, 50(3):749–761.