نوع مقاله : مقاله پژوهشی
تازه های تحقیق
انسان در مرحلۀ جوانی میکوشد تا از استعدادهای خود بهترین استفاده را ببرد و بیشترین بهرهوری را کسب کند. حال اگر زمینۀ مناسب برای رشد تواناییهای جوانان فراهم نشود و از طرف جامعه نادیده گرفته شوند، چهبسا آفت بیکاری دامن او را بگیرد و سرخورده و منزوی شود. روانشناسان بر این باورند که اهمیت دادن به فرد مهمترین عامل تضمین موفقیت او از لحظۀ تولد تا مرگ است. سبک زندگی و فرهنگ، در حال حاضر بهعنوان یک الگوی کنش میتواند در شناسایی و شناخت هویت افراد و گروههای متفاوت اجتماعی از یکدیگر مورد استفاده قرار گیرد (خواجهنوری و سروش، 1393)، اما مشاوره با جوانان نشان داده است که غالباً این احساس گوشهگیری از لحظهای در آنان جوانه میزند که از محیط خانواده به اجتماع بزرگتری همچون مدرسه وارد میشوند و آنجاست که برای اولین بار طعم شکست و سرخوردگی را تجربه میکنند؛ بههمینصورت آنها جذب خردهفرهنگها خواهند شد. اگر آموزش خوبی برای فرایند جامعهپذیری آنان صورت پذیرد، گرایش جوانان به سمت خردهفرهنگهای همسو با ارزشها و هنجارهای جامعه بیشتر خواهد بود؛ در غیر این صورت ممکن است به سمت خردهفرهنگهای نابهنجار و کجروی جامعه کشیده شوند. اصلیترین هدف پژوهشگران در این پژوهش نیز بررسی رابطۀ سرمایۀ فرهنگی و خردهفرهنگهای مختلف جوانان شهر یزد است.
یافتههای توصیفی پژوهش نشان دادند که کمسنترین فرد در میان پاسخگویان 15 سال و بالاترین میزان 35 سال و میانگین سنی پاسخگویان نیز 92/23 سال بود. میزان تحصیلات نیز در این پژوهش مورد ارزیابی قرار گرفت؛ 6درصد از پاسخگویان تحصیلات ابتدایی و راهنمایی داشتند، 8/28درصد مدرک دیپلم، 4/57درصد جوانان کاردانی و کارشناسی، 3/7درصد کارشناسیارشد و 5/0درصد از پاسخگویان نیز بالاتر از کارشناسیارشد بودند. یافتههای حاصل از آزمون فرضیات نشان داد که بین سرمایۀ فرهنگی و خردهفرهنگهای سخن گفتن رابطۀ منفی و معناداری وجود دارد که با یافتههای نیازی و دیگران (1397)، هاشمیان فر و دیگران (1393)، ناصری (2018)، گانیه و دیگران (2015) و دهنوی و دیگران (2014) همسو بوده است. بین سرمایۀ فرهنگی و خردهفرهنگهای سبک پوشش رابطۀ منفی و معناداری وجود دارد که با یافتههای نیازی و دیگران (1397)، هاشمیانفر و دیگران (1393)، ابراهیمی و بهنوئی گدنه (۱۳۸۹)، ناصری (2018)، گانیه و دیگران (2015) و دهنوی و دیگران (2014) نیز همسو بوده است.
بین سرمایۀ فرهنگی و خردهفرهنگهای ارزش و هنجارها رابطۀ منفی و معناداری وجود دارد که با یافتههای کوچانی اصفهانی و بحرانی (1398)، نیازی و دیگران (1397)، هاشمیانفر و دیگران (1393)، ناصری (2018)، گانیه و دیگران (2015) و دهنوی و دیگران (2014) هم یکسان بوده است. از سوی دیگر بین سرمایۀ فرهنگی و خردهفرهنگهای اوقات فراغت رابطۀ معناداری وجود ندارد که با یافتههای محمد رضایی و دیگران (2011)، هیودی (2005) ناهمسو بوده است. همچنین بین سرمایۀ فرهنگی و خردهفرهنگهای فیلم و موسیقی رابطۀ منفی و معناداری وجود دارد که با یافتههای نیازی و دیگران (1397)، مزیدی شرفآبادی و دیگران (۱۳۹۷)، هاشمیانفر و دیگران (1393)، ناصری (2018)، گانیه و دیگران (2015) و دهنوی و دیگران (2014) همسو بوده است. بوردیو سرمایۀ فرهنگی را نوعی عادتواره میداند که افراد برای ورود به میدانهای مختلف اجتماعی آن را کسب میکنند؛ درواقع سرمایۀ فرهنگی بیشتر از خاستگاه طبقۀ اجتماعی مردم و تجارب آموزشیشان سرچشمه میگیرد. انسانها سرمایهشان را جمع میکنند و آن را برای بهبود جایگاه اجتماعیشان هزینه میکنند. او معتقد است حجم سرمایههای افراد، موقعیت آنها را در فضای اجتماعی تعیین میکند؛ بهاینصورت که هرچه میزان سرمایۀ آنها بیشتر باشد، موقعیت بالاتری در فضای اجتماعی کسب میکنند. همچنین میزان سرمایه و در پی آن موقعیت افراد در فضای اجتماعی تأثیر ویژهای را بر سبک زندگی افراد دارد. این موضوع مانند سرمایۀ اقتصادی باعث میشود که آنان در چرخۀ بازتولید قرار گیرند و موجب افزایش آن شوند و از طریق سرمایۀ فرهنگی، شیوۀ رفتار و گفتار خود و همینطور شیوۀ عملکرد خود در اجتماع را از دیگر طبقات جدا کنند. به نظر بوردیو ذائقه موضوعی است که افراد آن را شخصاً کسب و طبقات بالا و افراد خود را از دیگر افراد جامعه جدا میکنند؛ درواقع ذائقه بیشتر جایگاهی طبقاتی دارد. شاید از همین جهت است که میلر اعتقاد دارد ویژگیهای طبقاتی جوانان طبقات پایین جامعه است که برای خود خردهفرهنگ خاصی را به وجود میآورند تا در چشم جامعۀ کلان، بزهکار جلوه کنند و بخواهند رفتار خردهفرهنگ خود را در پرتوی ارزشهای این خردهفرهنگها نشان دهند. پسران برای تحقق ارزشهایشان است که اعمال خاصی را انجام میدهند و از این رهگذر به بزهکاری گرایش پیدا میکنند.
موضوعات
عنوان مقاله English
نویسندگان English
Abstract
Today, cultural capital is known as one of the most important capitals of any country, and the youth, as the main group of society, play a significant role in receiving this capital, because they can take effective steps in creating and of course improving tastes and their tendency towards the subcultures of the society. The main purpose of the research is to investigate the relationship between cultural capital and youth subcultures. The theoretical foundations of the research have been developed using the theories of Bourdieu and Cohen. This research was carried out in two parts, exploratory and descriptive. First, in the exploratory part, in order to make a suitable tool and to know the different subcultures of the youth of Yazd city, a qualitative interview was conducted with 20 young people, and after identifying the types of subcultures. And building the appropriate research tool was carried out in the form of a survey. In the survey section, the sample size was determined using Cochran's formula of 385 people who were selected by multi-stage cluster sampling. The findings of the research showed that the cultural capital of Yazdi youth is at a low level and the cultural capital has a significant relationship with the subcultures of speaking, clothing and make-up, value and norm, film and music.
کلیدواژهها English