نوع مقاله : مقاله پژوهشی
تازه های تحقیق
گستردگی پدیدۀ مهاجرت و بهخصوص مهاجرت بینالمللی در جوامع مدرن، فارغ از علت مهاجرت که میتواند اقتصادی، اجتماعی یا سیاسی باشد، جوامع را با پیامدها و چالشهایی پیشبینینشده روبهرو کرده است. در میان سیل عظیم مهاجرت، مهاجرت افغانستانیها به کشورهای همسایه، بهخصوص ایران به یکی از مسائل قابل توجه تبدیل شده است. مهاجران بهخصوص نوجوانان مهاجر نسل با مسائل و چالشهای چشمگیری در جامعۀ ایران روبهرو هستند که همین موضوع پژوهشگران را به مطالعه و بررسی این مسائل سوق داد؛ بههمینمنظور مطالعۀ حاضر با استفاده از پارادایم تفسیری و روش نظریۀ زمینهای به بررسی پدیدۀ مورد مطالعه پرداخت. مشارکتکنندگان پژوهش حاضر، با استفاده از نمونهگیری نظری انتخاب شدند. در این راستا با 17 نفر از نوجوانان افغانستانی مهاجر در شهر یزد مصاحبههای عمیق صورت گرفته است. برای یافتن دادههای قابل اطمینان و شفافسازی مقولهها، مصاحبهها تا زمان رسیدن به اشباع ادامه یافت. سپس دادههای گردآوری شده بهصورت کدگذاری باز، محوری و گزینشی مورد تحلیل قرار گرفته است.
تجربۀ پرفرازونشیب مهاجرت، مهاجران را با مسائل عمدهای روبهرو کرده است. در فرایند مهاجرت و سکونت در ایران، مهاجران و بهطور مشخص نوجوانان مهاجر نسل دوم و سوم با چالشها و آسیبهای گستردهای مواجه هستند. در میان این چالشها و مسائل، فرهنگپذیری و همانندی با ارزشهای غالب جامعۀ ایران از اهمیت ویژهای برخوردار است. این نوجوانان به دلیل تولد یا حضور طولانیمدت در ایران، تا حد زیادی با فرهنگ افغانستانی بیگانه هستند و از سویی با به وجود آمدن امکان آشنایی با فرهنگ بومی خود، آن را محدودکننده، سنتگرا و کنترلگر معرفی میکنند. نوجوانان مهاجر تحتفشار کنترلهای رسمی و غیررسمی از پذیرش و همانندی با فرهنگ افغانستانی اجتناب میورزند. برای این نوجوانان کنترلهای غیررسمی در قالب فشارهای خانواده نمایان میشود. خانوادههای این مهاجران با مقاومت در برابر تجدد و نو شدگی، نسبت به سنتها و ارزشهای جمعی پافشاری میکنند و خصوصیترین (پنهانترین) جنبههای هویتی نوجوانان را مورد انتقاد قرار میدهند. محدودیتهای خانواده و نبود ارزش انتخاب و آزادی عمل، این نوجوانان را به طرد فرهنگ مسلط، همانندی ضعیف و تلاش برای ایجاد استقلال فردی سوق میدهد که درنهایت سبب دوری از آشنایان نزدیک و رنجش از آنها میشود. این نوجوانان مهاجر با دوری گزیدن از دیگران نزدیک و بیگانگی با فرهنگ افغانستان، به فرهنگ جامعۀ میزبان نزدیکتر میشوند و تمایل بیشتری به عضویت در گروههای اجتماعی جامعۀ ایران و انطباق با فرهنگ مسلط نشان میدهند.
نتایج این پژوهش درخصوص ایجاد سرمایههای اجتماعی درونگروهی و ارزیابی مثبت شناختی از فرهنگ ایرانیان، با مطالعات خسروی و همکاران (1399)، جهانبخش و محمدی (1397) و قاسمی و نادرپور (1398) در خصوص تعامل بیشتر مهاجران با گروههای غیرمهاجر و ایجاد هویت ایرانیافغانستانی همسو است. در بررسی پیوستگی والدین به ارزشهای وطندوستانه، انتظارات جمعگرایانه، تحرکات عمودی، فشارهای سلطهجویانه و واسازی فرهنگی خانواده، نتایج پژوهش حاضر با مطالعۀ سنقری و همکاران (1393) در خصوص موانع ورود نوجوانان افغانستانی به جامعۀ میزبان و مقاومت خانوادهها در برابر تغییرات همسو است.
۱. در مورد تحصیل کودکان مهاجر و جدایی آنها از دیگر دانشآموزان و محدودیتهای موجود فعالیتهای آنها، بازبینیهای منصفانه صورت گیرد؛ بهطورکلی با توجه به قشر کمدرآمد و آسیبپذیر بودن برخی از خانوادههای مهاجر، حمایتها و پیگیریهای از سوی مدرسهها وجود داشته باشد.
۲. با توجه به وجود شرایط نپذیرفتن ساختاری از مهاجران و تأثیرات منفی و مقاومت در برابر همانندی مهاجران، وضعیت اقامت و سیاستهای مربوط به آنها توسط دولت مشخص شود.
۳. سیاستگذاریهایی در ایجاد حس هویت شهری در بین مهاجران و بازنمایی مثبت از مهاجران در میان جامعۀ شهری میزبان (یزد)، انجام شود؛ بهطورکلی بازنمایی مثبت منجر به بهبود ذهنیتهای منفی از مهاجران و از سویی دیگر بر تمایل خانوادههای مهاجر به همانندی و تغییرات مثبت مؤثر است.
۴. به مهارتها و استعدادهای نوجوانان در موقعیتهای مختلف فارغ از ملیت آنها توجه شود.
۵. کارگاههایی برای نوجوانان و کودکان یزدی در مدرسههای مختلف شهر یزد برگزار شود و در آن بهطور ویژه مهارتهای بینفرهنگی آموخته شود، بهویژه مهارتهای ارتباطگیری با مهاجران. لزوم ایجاد این کارگاهها در مدارسی که تعداد افغانستانیها در آن بیشتر است ضروریتر است
موضوعات
عنوان مقاله English
نویسندگان English
International migration is an old phenomenon that has been carried out in various forms and with various purposes and continues for various reasons. Due to the prevalence of migration in today's world, all human societies are somehow facing challenges related to migration. The consequences related to the issue of immigration have faced challenges for the second-generation Afghan immigrant teenagers in Iran. The exposure of teenagers to the culture and values of the host society and the choice of a type of acculturation (identification, separation, integration and marginalization) to adapt and play a role in the social arena, has made researchers need to study in this field. Therefore, this article has tried to study the processes of identification of Afghan teenagers living in Yazd city. This research was conducted with qualitative methodology and grounded theory approach, with a sample of 17 young Afghan immigrants. In this process, the data have been analyzed and reviewed through the open, axial and selective coding method. The main categories discovered include: boredom with the label of close others, hegemonic normative pressures of authority-seeking families, resentment of close others, cultural deconstruction of the family, etc. The results of the research showed that teenagers feel alienated from aspects of Afghan culture and do not want to accept restrictive aspects. On the other hand, parts of the Iranian society's culture and tradition, which create a feeling of freedom of action and choice in teenagers, have been accepted by these teenagers.
کلیدواژهها English