Culture of Yazd

Culture of Yazd

The reasons for the decline of the native dialect among the people of Yazd province

Document Type : Original Article

Author
daneshgah azad yazd
10.22034/fyazd.2024.465092.1113
Abstract
Motives for the decline of the native dialect among the people of Yazd province

A great need that is seen today is the preservation of native dialects. The Yazdi dialect in the country is known as sweet, and more than a native dialect, it has always been associated with a good name. This rooted dialect is a reminder of sufficiency, religion and humanity.
In this research, we seek to know why the people of Yazd do not speak Yazdi in conversation with their fellow citizens. This research examines the motives of Yazidis' carelessness about the native dialect, in order to find clear ways to engage people, especially young people, in the use of the dialect of their ancestors, and help others in further research. In this research, qualitative, phenomenological and applied research methods have been used.
Its desire is to reach the result of the semi-structured dialogue with Yazidis who use the native dialect less, why the conversation between Yazidis and fellow citizens has decreased. It was considered dishonorable to be the first people not to speak the Yazdi dialect. People who consider it ugly to speak in the native dialect and recognize it as a characteristic of their fathers.

Highlights

مردمی که سخن گفتن به گویش بومی را زشت می‌دانند و آن را مخصوص پدران خود می‌دانند و با زشت سخن گفتن همشهریان از گویش خود دل‌زده می‌شوند یا برای آنکه از سوی دیگران مسخره نشوند و مورد قضاوت قرار نگیرند، گویش رسمی را برای سخن گفتن انتخاب می‌کنند. یزدی‌هایی که گویش یزدی را بلد هستند و خوب می‌شناسند، ولی به دلیل استفاده از گویش رسمی سخن گفتن به گویش خود را کنار می‌گذارند. همچنین برخی که ترس از عکس‌العمل مردم دارند و بدرفتاری مردم بخصوص دربارۀ فرزندانشان را تاب نمی‌آورند، گویش بومی را بی‌ارزش می‌دانند و به‌سوی گویشی می‌روند که به مردم جامعه زیبا نشان داده شده است.                             

دلیل دیگری نیز است؛ آن‌هم اینکه مردم افرادی را الگوی خویش می‌کنند، چون می‌خواهند به‌روز باشند و برایشان گویش بومی بی‌‌‌کلاسی است، چون نمی‌گذارد با جهان روبه‌ترقی بیشتر آشنا شوند. همچنان که ارتباط دوستی بین آنها و مردم دیگر با گویش بومی مشکل می‌شود، چون عامل پیشرفت را از آنها می‌گیرد و نمی‌‌‌گذارد رو به جلو بروند. برخی نیز دچار تشویش می‌‌‌شوند. این دلواپسی و نگرانی ترسی است که از پیش‌بینی فکر و نظر دیگران در آنها به وجود می‌آید؛ برای مثال می‌ترسند دیگران پس از شنیدن گویش آنها مسخره‌شان کنند و دیدشان به آنها تغییر کند یا آبرویشان برود. همین‌طور گاهی امتحان نامناسب، شرمندگی یا خرد شدن شخصیت و دست‌انداخته‌شدن ایجاد می‌شود و دلیلی برای سخن نگفتن به گویش یزدی با هم‌استانی‌های خود می‌شود. گاهی نیز فرهنگ‌عامه در این مورد نقش دارد.

برخی از مردم می‌اندیشند باید مثل افراد دیگر جامعه باشند. ازنظر آنها زمان استفاده از گویش بومی گذشته و نباید واژه‌هایی را که دیگر کاربرد ندارند و مردم با آنها بیگانه شده‌اند به کار برد، به‌هرحال زمان در گذر است و باید با آن همراه شد و برای پیشرفت و ترقی و استفاده از داشته‌های جدید، باید مانند دیگران رسمی حرف زد. این نظر با نظریۀ تعامل‌گرایی نمادین مشابه است؛ نظریه‌ای که به بررسی اعمال، تعامل‌های جمعی و روان‌شناختی می‌پردازد و در آن مردم واقعیت موردپسند خود را از راه تعامل با دیگران می‌‌‌سازند. انسان‌ها جامعه را می‌سازند و در جایگاه خودشان پرتلاش به آفرینش معنی می‌پردازند. این نظریه در پی پیدا کردن رفتارهای انسان است و به‌جای تقدیر رفتار، از نزدیک به تفسیر همکاران از اعمال و موقعیت آنها می‌پردازد. تداخل جمعیتی و حضور کسانی که با گویش یزدی بیگانه‌اند نیز عامل مهمی در فراموشی گویش بومی است.

خودکم‌بینی بزرگ‌ترین گزند به گویش یزدی است. آنان که خودکم‌بینی دارند، همیشه نگران قضاوت مردم دربارۀ خود هستند. آنها فکر می‌کنند اگر به گویش بومی حرف بزنند، شاید مردم مسخره‌شان کنند یا دربارۀ آنها نظرهای مختلفی پیدا کنند یا شاید زشت باشد در یک جامعه به گویش بومی سخن بگویند...شاید دیگران به آنها طعنه بزنند و خردشان کنند. این شایدها ریشۀ گویش بومی را می‌سوزاند.

آنچه بیان شد تفسیر نادرست مردم از گویش بومی است. کمک به تغییر نظر و دید گویشوران به گویش یزدی می‌تواند با برنامه‌ریزی‌های فرهنگی انجام گیرد که برخی از آنها را نام می‌‌‌بریم: تشویق کردن خانواده‌ها به سخن گفتن با گویش یزدی در خانواده و بین دوستان و فامیل، نوشتن و حفظ گویش‌ها برای آیندگان و آشنا نمودن بیشتر مردم با گویش یزدی، نوشتن واژه‌های بومی همۀ شهرهای استان یزد، تکریم گویش یزدی و گویشوران آن، پشتوانه سازی و اعتبار نسخه‌های خطی، چاپی و همچنین حفظ یادواره‌های صوتی، گردآوری فرهنگ واژگان گویش شهرستان‌های یزد، تلاش بیشتر اداره‌های میراث فرهنگی و فرهنگ و ارشاد استان برای رشد گویش بومی با برنامه‌های متنوع.

 

 

Keywords

Subjects


 ـــ آموزگار، ژاله و تفضلی، احمد، (1399)، زبان پهلوی، ادبیات و دستور آن، چاپ 11، تهران: معین.
ـــ اختیار، منصور (1343). شیوۀ بررسی گویش‌ها. ضمیمۀ مجلۀ دانشکدۀ ادبیات دانشگاه تهران، 2: 215 ـــ 170.
ـــ ارانسکی، ی. م، (1378)، صادقی، زبان‌های ایرانی (ترجمۀ علی‌اشرف صادقی). تهران: سخن.
ـــ افشار، ایرج، (1369)، واژه‌نامۀ یزدی، تهران: فرهنگ ایران زمین.
ـــ باطنی، محمدرضا، (1348)، توصیف ساختمان دستوری زبان فارسی، چاپ 42، تهران: امیرکبیر.
ـــ پورریاحی، مسعود، (1379)، شناسایی گویش‌های ایران، تهران: سازمان میراث فرهنگی کشور.
ـــ تمیم‌داری، احمد، (1390)، فرهنگ عامه، تهران: مهکامه.
ـــ جباری، مصطفی (1392). حریم گویش. مطالعات فقه و حقوق اسلامی، 8: 57 ـــ 68.
ـــ چمبرز، ج. ک، و ترادگیل، پ (1398)، گویش‌شناسی (ترجمۀ سامان سامنی). تهران: نقد فرهنگ.
ـــ حاجی‌زادۀ میمندی، مسعود (1384)، الگوی پژوهشی در فرهنگ عامه، یزد: ادارۀ کل فرهنگ و ارشاداسلامی یزد.
ـــ حیدری، عباس، یعقوبی‌نیا، فریبا، و لطیف‌نژاد رودسری، رباب (1381). تعامل گرایی نمادین در گراندد تئوری. مجلۀ تحقیقات کیفی در علوم سلامت، 4: 80 ـــ 95.
ـــ دهخدا، علی‌اکبر، (1376)، لغت‌نامۀ دهخدا، تهران: دانشگاه تهران.
ـــ رستم‌بیک تفرشی، آتوسا (1394). روش‌شناسی پژوهشی در مطالعات گویش‌شناسی، زبان‌شناخت، 2: 117 ـــ 143.
ـــ رمضانخانی، صدیقه، (1395)، فرهنگ عامۀ مردم شهر یزد، تهران: پژوهشگاه فرهنگ هنر و ارتباطات.
ـــ سبز علیپور، جهاندوست، و نیک گهر، سیده فاطمه، (1393). فرهنگ‌نگاری گویشی (مطالعۀ موردی: بررسی فرهنگ نگاری در گیلکی). زبان‌پژوهی، 11: 100 ـــ 120.
ـــ طاهری، اسفندیار (1395). ریشه‌شناسی چند واژۀ کهن از گویش‌های ایرانی. زبان فارسی و گویش‌های ایرانی، شماره پیاپی 1: 95-75.
ـــ فره‌وشی، بهرام، (1381)، فرهنگ فارسی به پهلوی، چاپ 3، تهران: دانشگاه تهران.
 ـــ فیروزبخش، فرانک، (1377)، بررسی ساختار دستوری گویش بهدینان شهر یزد، تهران: فروهر
ـــ قنادان، منصور، مطیع، ناهید، و ستوده، هدایت‌الله، (1396)، جامعه‌شناسی مفاهیم کلیدی، چاپ 12، تهران: آوای نور.
ـــ محمودی احمدآبادی، طاهره، (1394)، تحلیل ساختار فعل مرکب در گویش فارسی اردکان یزد، علم زبان،4: 150 ـــ 170.
ـــ مزداپور،کتایون، (1374)، واژه‌نامۀ گویش بهدینان یزد، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
ـــ منصوری، مهرزاد (1392)، مدیریت زمان در گویش خاوران، زبان‌ها و گویش‌های ایرانی، 8: 120 ـــ 145.
ـــ مولایی، چنگیز، (1385)، راهنمای زبان های باستان، چاپ 3، تهران: مهرنامک.
ـــ نغزگوی کهن، مهرداد (1384). اهمیت یافته‌های لهجه‌شناسی در مطالعات تاریخی. زبان و زبان‌شناسی، 1: 115 ـــ 127.
ـــ همایون، همادخت، (1383)، گویش کلیمیان یزد، تهران: پژوهشگاه مطالعات علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
-Herman NJ. Symbolic interaction: an introduction to social psychology. Lanham, MD: Rowman and Littlefield; 1994.
-Wubbles T, Brekelmans M. Two decades of research on teacher-student relationships in class. International Journal of  Educational Research
2005; 43(1-2): 6-24.
-Biber, D., Conrad, S., & Reppen, R. (1998). Corpus linguistics: Investigating language structure  and use. Cambridge University Press.