Document Type : Original Article
Highlights
مردمی که سخن گفتن به گویش بومی را زشت میدانند و آن را مخصوص پدران خود میدانند و با زشت سخن گفتن همشهریان از گویش خود دلزده میشوند یا برای آنکه از سوی دیگران مسخره نشوند و مورد قضاوت قرار نگیرند، گویش رسمی را برای سخن گفتن انتخاب میکنند. یزدیهایی که گویش یزدی را بلد هستند و خوب میشناسند، ولی به دلیل استفاده از گویش رسمی سخن گفتن به گویش خود را کنار میگذارند. همچنین برخی که ترس از عکسالعمل مردم دارند و بدرفتاری مردم بخصوص دربارۀ فرزندانشان را تاب نمیآورند، گویش بومی را بیارزش میدانند و بهسوی گویشی میروند که به مردم جامعه زیبا نشان داده شده است.
دلیل دیگری نیز است؛ آنهم اینکه مردم افرادی را الگوی خویش میکنند، چون میخواهند بهروز باشند و برایشان گویش بومی بیکلاسی است، چون نمیگذارد با جهان روبهترقی بیشتر آشنا شوند. همچنان که ارتباط دوستی بین آنها و مردم دیگر با گویش بومی مشکل میشود، چون عامل پیشرفت را از آنها میگیرد و نمیگذارد رو به جلو بروند. برخی نیز دچار تشویش میشوند. این دلواپسی و نگرانی ترسی است که از پیشبینی فکر و نظر دیگران در آنها به وجود میآید؛ برای مثال میترسند دیگران پس از شنیدن گویش آنها مسخرهشان کنند و دیدشان به آنها تغییر کند یا آبرویشان برود. همینطور گاهی امتحان نامناسب، شرمندگی یا خرد شدن شخصیت و دستانداختهشدن ایجاد میشود و دلیلی برای سخن نگفتن به گویش یزدی با هماستانیهای خود میشود. گاهی نیز فرهنگعامه در این مورد نقش دارد.
برخی از مردم میاندیشند باید مثل افراد دیگر جامعه باشند. ازنظر آنها زمان استفاده از گویش بومی گذشته و نباید واژههایی را که دیگر کاربرد ندارند و مردم با آنها بیگانه شدهاند به کار برد، بههرحال زمان در گذر است و باید با آن همراه شد و برای پیشرفت و ترقی و استفاده از داشتههای جدید، باید مانند دیگران رسمی حرف زد. این نظر با نظریۀ تعاملگرایی نمادین مشابه است؛ نظریهای که به بررسی اعمال، تعاملهای جمعی و روانشناختی میپردازد و در آن مردم واقعیت موردپسند خود را از راه تعامل با دیگران میسازند. انسانها جامعه را میسازند و در جایگاه خودشان پرتلاش به آفرینش معنی میپردازند. این نظریه در پی پیدا کردن رفتارهای انسان است و بهجای تقدیر رفتار، از نزدیک به تفسیر همکاران از اعمال و موقعیت آنها میپردازد. تداخل جمعیتی و حضور کسانی که با گویش یزدی بیگانهاند نیز عامل مهمی در فراموشی گویش بومی است.
خودکمبینی بزرگترین گزند به گویش یزدی است. آنان که خودکمبینی دارند، همیشه نگران قضاوت مردم دربارۀ خود هستند. آنها فکر میکنند اگر به گویش بومی حرف بزنند، شاید مردم مسخرهشان کنند یا دربارۀ آنها نظرهای مختلفی پیدا کنند یا شاید زشت باشد در یک جامعه به گویش بومی سخن بگویند...شاید دیگران به آنها طعنه بزنند و خردشان کنند. این شایدها ریشۀ گویش بومی را میسوزاند.
آنچه بیان شد تفسیر نادرست مردم از گویش بومی است. کمک به تغییر نظر و دید گویشوران به گویش یزدی میتواند با برنامهریزیهای فرهنگی انجام گیرد که برخی از آنها را نام میبریم: تشویق کردن خانوادهها به سخن گفتن با گویش یزدی در خانواده و بین دوستان و فامیل، نوشتن و حفظ گویشها برای آیندگان و آشنا نمودن بیشتر مردم با گویش یزدی، نوشتن واژههای بومی همۀ شهرهای استان یزد، تکریم گویش یزدی و گویشوران آن، پشتوانه سازی و اعتبار نسخههای خطی، چاپی و همچنین حفظ یادوارههای صوتی، گردآوری فرهنگ واژگان گویش شهرستانهای یزد، تلاش بیشتر ادارههای میراث فرهنگی و فرهنگ و ارشاد استان برای رشد گویش بومی با برنامههای متنوع.
Subjects